رضا ارحام صدر  در منزل خود در اصفهان در 85 سالگي از دنيا رفت.

علت فوت این هنرمند، کهولت سن اعلام شده است.

نازی ارحام صدر دختر این هنرمند در گفتگو با رادیو زمانه با تائید خبر فوت پدرش، گفت که آقای ارحام صدر عصر امروز (یکشنبه) ساعت شانزده و ۳۰ دقیقه درگذشت.

به گفته خانم صدر، پدرش به خاطر بیماری‌ قلبی و ریوی که پیش‌تر تحت عمل جراحی قرار گرفته بود، فوت نکرده است.

دختر این هنرمند اصفهانی افزود که کیسه صفرای آقای ارحام صدر به گفته پزشکان معالج دارای عفونت بوده، اما برای سلامتی‌اش خطر چندانی نداشته است.

وی در سال ۱۳۰۲ در محله باغ قلعه اصفهان متولد شد و فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۲۶ با بازی در تئاتر سپاهان آغاز کرد.

وی که به «شکرپاره اصفهان» معروف بود، در نمایش‌هایی چون «رفیق ناجنس»، «بوقلمون ها»، «کدام یک از دو»، «دلقک‌ها»، «وادنگ»، «خروس بی‌محل» و...بازی کرده است.

آقای ارحام صدر در سال ۱۳۳۶ نیز با فیلم «شب‌نشینی در جهنم» وارد سینما شد و بعدها در فیلم‌هایی چون «علی واکسی»، «ستاره‌ای چشمک زد»، «مردان خشن»، «جعفر خان از فرنگ برگشته»، «نصف جهان» و «افسانه شهر لاجوردی» بازی کرد.

آخرين فعاليت سينمايي اين بازيگر كه به دليل كهولت سن كم‌كار بود، به فيلم ويديويي «درسا» محسن دامادي در سال 84 برمي‌گردد.

استاد رضا ارحام صدر، پایه‌گذار مکتب اصفهان در تئاتر کمدی و موسس «گروه هنری ارحام صدر» بود.

بداهه‌گویی در نمایش بر اساس اتفاقات روز، از ویژگی‌های منحصر به فرد آقای ارحام صدر بود.

به گزارش ايسنا، همچنين فيلم مستند «شكرپاره» ضمن نمايش قطعاتي از فيلم‌ها و نمايش‌هاي رضا ارحام‌صدر به مرور خاطرات وي پرداخته است.

ارحام‌صدر زمان ساخت اين مستند در گفتگويي با خبرنگار هنري ايسنا، درباره اين فيلم گفته بود: «ديديم كسي به ما محل نمي‌گذارد و هنرپيشه‌هاي معروفي چون ناصر فرهمند، منوچهر وكيل و رفيعي از اصفهان مرحوم شدند و هيچ نامي از آنها نمانده است و تصميم گرفتيم خودمان كاري براي خودمان بكنيم.»

ارحام‌صدر مي‌گفت: «من 50 سال كار كردم اما كسي حتي سراغي از من نگرفت اما الان كه استقبال مردم را از اين فيلم مي‌بينم لذت مي‌برم. جالب اينجاست كه در اصفهان بعضي از فروشندگان، «شكرپاره» را به همراه دو فيلم ديگر فروختند و به اين وسيله مقداري از فيلم‌هايشان را به مردم قالب كردند.

وي اين فيلم را كاملا مستند خواند و مطرح مي‌كرد: «من با دوربين راه افتادم و به جاهاي مختلف رفتم و هر چه پيش آمد گرفتيم و همه چيز كاملا طبيعي است.»